تبليغاتX
حِســــــــِ مُبهَمـــــ

حِســــــــِ مُبهَمـــــ

دیوانه ام .....فرزانه ام


درچشم برخی مردمان


فرزانه ای.....دیوانه ام

در چشم آن برخی دگر 

در عشق ومستی شهرهُ، دُردی کِش میخانه ام

مست ُ غزل خوان ..... می خوشم

آیینه وش ..... جام ِ شرابی بیغشم

سرگشتهُ ......هم سرکشم

مدهوش ِ....... یاری دلکشم

هردم به یاد روی او تا آسمان پرمی کشم


نقش و خیالی بَهر او هر صبح وهر شب می کشم

جام شراب عشق را لاجرعه من سر می کشم


با این همه ......بی گفت وگو 


آیا شود ای عاقلان گوید کسی


من عاقبت


دیوانه ام .....فرزانه ام

+ نوشته شده در Tue 8 May 2012 ساعت توسط mitra |


گاهی وقتا...


گاهی وقتا دلم میخواد مثل جـــودی ابـــوت باشم!

پر انرژی ...

با خنده هایی که از ته دلــــن ...

گریه هایی که با دلیلـــن ...

با اون شخصیتی که جلوی هیشکی نمیشکنه ...

و یه بابا لنگ دراز که واسش بنویسم....!


+ نوشته شده در Sat 5 May 2012 ساعت توسط mitra |


چقدر خوب است ...


چقدر خوب است درفراموشی هم به یادمان باشند

نه اینکه با دیدنمان به یاد فراموشی بیفتند ...

چقدر خوب است فاصله ها دورباشد ولی زیبا

نه اینکه فاصله ها کم باشد و درد.....

چقدر خوب است گاهی آسمان را دیدن

و چقدر خوبترست گهگاهی خود را دیدن.

چقدر خوب است در هر فرود و فراز پلک ،

آفتاب بر پوستمان دست بکشد و غرق حقیقت شویم 

نه اینکه در پس هر فراز و فرود رنگین کمان هم ملون شود .

آه چقدر خوب است کسی برایمان خورشید را بسراید

نه اینکه بخاطر ندیدنمان آفتابی هم نشود. 

چقدر خوب است قبل از غروب غریبانه ساعتی ...نه اگر هم نشد

لااقل لحظه ای صداقتمان را محاسبه کنیم.

چقدر خوب است .......پرده ی تماشا را کنار بزنیم

و بگذاریم هوای دلمان آفتابی شود و.. 

آنوقت با خورشید وبی خورشید

سر خوشانه در جاده ای که به قله ابدیت می رسد گام بگذاریم .


.

..

...

چقدر این خوب گفتن ها خوب است وقتی برای توباشد.
+ نوشته شده در Sat 5 May 2012 ساعت توسط mitra |


بابا

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد. . .

دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!!

ولی هیچوقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد < بابا>!

... 

یک هفته در تب ســـــــوخت. . . .!

+ نوشته شده در Wed 2 May 2012 ساعت توسط mitra |


کاش...


کاش می شد که نرفت

کاش می شد که بمانیم
وبسازیم خانه ای با گل دل
کشور عشق کجاست؟
صحبت از رفتن و بیزاری نیست
پای رفتن لنگ است
جای ماندن اینجاست
فکر فردا باشیم حاصل ما این است
کاش می شد که نرفت
وزمان را بوسید
و زمین را نوشید
همره باد نبود آشتی را پیمود
آشنایی را پای یک سرو خرید
زندگی را فهمید
به کجا باید رفت؟
زندگی نزدیک است


مهدی فرشچی

+ نوشته شده در Sun 29 Apr 2012 ساعت توسط mitra |